تنها نشسته ام در ولیعصر، در غیبت کبری


که سیب را گاز زده ام در زیر زمین صغری


یخچال موجی شده ،از سر گذشت سال ها


آژیر می کشد، خفه هم نمی شود!


تأسیساتی که می گفت مشکل زِ توست؛ باشد!


لگد بخورد سیبری بعد از آجودانی!


آبراهه را نکشیده ام، رسوبات را نخوانده ام


"بر باد رفته" و هنوز نخوانده ام


خودکارِ بیکِ بی سر، در زیر تخت پنهان


باید که می نوشتم، از مرجان یا زِ ایران


آه ظرف ها را نشوریده ام، که بر شامه ام شوریده اند!


دندان عقل برآمد، یارانه هم نیامد


باید که آن را کشید، آخ دخل من درآمد...


به اسم اعظمِ خر و چِشِ دو و تن لَش


ارزش خوندن نداره، زور نزن، خَش خَش!

 

منبع : کامی کارا |اتاق...
برچسب ها :